تبليغاتX
قاصدک بهاری


قاصدک بهاری

همیشه ماندگار من .... همیشه در هنوز ها

با اينكه پيشمي بازم دلتنگتم


نوشته شده در چهارشنبه 23 شهریور1390ساعت توسط جیرجیرک | |

سلام به عشقم

سلام گل ناز زندگي من

دلم هرلحظه برات تنگه حتي وقتي پيشتم

خيلي دوستت دارم.

نوشته شده در پنجشنبه 20 مرداد1390ساعت توسط جیرجیرک | |

 

 

 

 

دلم برای کسی تنگ است  که  دل تنگ است

دلم برای کسی تنگ است  که  طلوع عشق را به قلب من هدیه می کند ...

دلم برای کسی تنگ است  که  با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند ...

دلم برای کسی تنگ است  که  تنم آغوشش را می طلبد ...

دلم برای کسی تنگ است  که  دستانم دستان پر مهرش را می طلبد ... 

دلم برای کسی تنگ است  که  سرم شانه هایش را آرزو دارد ...

دلم برای کسی تنگ است  که  گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد ...

دلم برای کسی تنگ است  که  چشمانم  ، چشمانش را می طلبد ...

دلم برای کسی تنگ است  که  مشامم به دنبال عطر تن اوست ...

دلم برای کسی تنگ است  که  اشکهایم را دیده ...

دلم برای کسی تنگ است  که  تنهاییم را چشیده ...

دلم برای کسی تنگ است  که  سرنوشتش همانند من است ...

دلم برای کسی تنگ است  که  دلش همانند دل من است ...

دلم برای کسی تنگ است  که  تنهاییش تنهایی من است ...

دلم برای کسی تنگ است  که  مرهم زخمهای کهنه است ...

دلم برای کسی تنگ است  که  محرم اسرار است ...

دلم برای کسی تنگ است  که  راهنمای زندگیست ...

دلم برای کسی تنگ است  که  قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند ....

دلم برای کسی تنگ است  که  دوست نام اوست ...

دلم برای کسی تنگ است  که  دوستیش بدون " تا " است ...

دلم برای کسی تنگ است  که دل تنگ  دل تنگی هایم است ...

           دوستت دارم .

 

 

نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388ساعت توسط جیرجیرک | |

 

 

 

پاییز را فراموش مکن

آن زمان که جوانه عشق در من روییدن گرفت

و من سرشار از عشق تو را می جستم

آن زمان که چتر پناهگاهمان بود در زیر اشکهای آسمان

دستانم نبض دستانت را میگرفت تا همراهت باشند

درختان پچ پچ کنان ندای عشق سر میدادند

و برگها چه عاشقانه زمین را بوسه میزدند

زیر گامهایمان بوسه را می شکستیم

تا عشق در قلب هایمان جاری شود

پاییز را فراموش مکن

آن زمان که صدای رعد ساعت دلداگی را در من زنده می کرد

و من با گامهای آتشین قلب زمین را می پیمودم

تا در آغوش تو آرام گیرم ای محبوبم



نوشته شده در شنبه 14 آذر1388ساعت توسط جیرجیرک | |

 

 

لیلی, خودش را به آتش کشید.

 

 

 

 

خدا گفت: زمین سردش است. چه کسی می تواند زمین را گرم کند؟

لیلی گفت: من.

خدا شعله ای به او داد. لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت.

سینه اش آتش گرفت. خدا لبخند زد. لیلی هم.

خدا گفت شعله را خرج کن. زمینم را به آتش بکش.

لیلی خودش را به آتش کشید. خدا سوختنش را تماشا می کرد.

لیلی گر می گرفت. خدا حظ می کرد.

لیلی می ترسید. می ترسید آتش اش تمام شود.

لیلی چیزی از خدا خواست. خدا اجابت کرد.

مجنون سررسید. مجنون هیزم آتش لیلی شد.

آتش زبانه کشید. آتش ماند. زمین خدا گرم شد.

خدا گفت: اگر لیلی نبود, زمین من همیشه سردش بود.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 12 آذر1388ساعت توسط جیرجیرک | |

 

 

چگونه با نوجوان خود رفتار کنیمپیامبر اکرم (ص) می فرمایند: به شما سفارش می کنم که نسبت به نوجوانان نیکی کنید زیرا آنها نازک دل هستند.
نوجوانی یکی از بحرانی ترین دوران های زندگی فرد است. نوجوان از مرز کودکی گذشته و وارد مرحله نوینی شده که در زندگی او منحصر به فرد است زیرا در عبور از مرحله کودکی به مرحله نوجوانی بایستی از صخره های لغزان نوجوانی گذشت و تحولات گوناگون در این مرحله نیز حاکی از حساسیت آن است.
نوجوانی ، دوران رشد و تکامل جسمانی ، فکری ، عاطفی ، معنوی و اجتماعی است. ورود به دوره نوجوانی فرد را با مشکلات فراوانی دست به گریبان می سازد و در جامعه ما که بیشترین جمعیت آن نوجوانان هستند مسلما نمی توان این جمعیت فعال را نادیده گرفت. پس لازم است که والدین و مسئولین با مشکلات نوجوانان آشنا شوند تا بتوانند با آنها رفتاری درست داشته باشند.
 نوجوان
نوجوانی دوره ای از زندگی فرد را تشکیل می دهد که حد فاصل پایان دوره میانسالی کودکی و آغاز بزرگسالی است. نوجوان به علت پایگاه مبهم خویش ( یعنی نه کودک و نه بزرگسال ) اغلب خود را با کودکان کم سن و سال تر در خانواده ، با والدین و معلمان و دیگر اعضای جامعه خود در تعارض عاطفی می یابد. او می خواهد دیگران بدانند که بزرگ شده است ولی احساس می کند که دیگران او را کاملاً درک نمی کنند و حتی مسئولیت کافی به او نمی دهند. نوجوانان در مقابل عقاید و نظرات همسالان خویش حساسیت خاصی دارند. به طوری که به داوری و قضاوت آنان بیش از بزرگسالان ارج و ارزش می نهند.
 ویژگیهای دوره نوجوانی
1 – آهنگ رشد جسمی سریعتر می شود و کودکِ دوره پرجنب و جوش قبل را به جوانی خستگی ناپذیر بدل می سازد.
2 – از لحاظ رشد عقلی ، کودک مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته و در آستانه تفکر انتزاعی قرار می گیرد.
3 – تنوع خوی و خصلت با وضوح هرچه تمام تر آشکار می شود.
4 – رقابت با خود و رقابت با دیگران را تکمیل می سازد.
5 – نوجوان تقریباً از همه کسانی که اکنون در زندگی او مقامی داشته اند سلب اعتماد کرده ، بی حوصله و یاغی می شود.
6 – استعدادهای خاص به تدریج بروز می کند و تفاوتهای فردی آشکار می شود.
7 – برای نوجوان سئوالات متعددی مطرح می شود و در همان حال جوابهای دیگران کمتر او را قانع می کند.
8 – دوره وابستگی به سر آمده و ، نوجوان می خواهد زندگی مستقل خود را پایه ریزی کند.
 ماهیت مشکل نوجوان
نوجوانان معمولاً دارای مشکلات ویژه ای هستند که در دوران کودکی کمتر در آنان مشاهده می شود، ماهیت این مشکلات نیز به نحوی با مشکلات بزرگسالی متفاوت است.
دوره نوجوانی اغلب به عنوان دوره مشکل ، غیر قابل پیش بینی تعریف شده است . در این دوران مشکلات نوجوانان به دو شکل کلی نمایان می شود، مشکلاتی که نوجوانان از دوران کودکی در رفع آن کوشش داشته و هیچ وقت در حل آنها موفق نبوده است و مشکلات ویژه که قسمت عمده آنها در رابطه با مرحله رشد او کاملاًطبیعی به نظر می رسد.
ماهیت مشکلات نوجوانان
مطالعات علمی نشان می دهد، دوره نوجوانی دارای مشکلات بسیاری است که باید به شیوه ای رضایت بخش، هم برای نوجوان و هم برای گروه اجتماعی او حل و فصل شود. نوجوانی برای خود فرد نیز مشکل ساز است، زیرا نوجوان با نقش جدید خود در زندگی، کاملاً سازگاری نیافته و در نتیجه اغلب سردرگم، نامطمئن مضطرب است. مهمترین این مشکلات عبارتند از :
اختلال در تصویر بدنی، بحران هویت ( خودشناسی )، مشکل اجتماعی نشدن، مسئله روانی، ترس، نگرانی، خشم، عصبانیت، احساس حقار ، تعارض، اضطراب، دشواریهای تحصیلی و اعتیاد.
 راه حل و توصیه ها
همانطورکه برای هر مشکلی راه حل خاصی وجود دارد ، برای مشکلات نوجوانان نیز راه حلهای مختلفی وجود دارد. اگر خانواده ها به مقوله ی خود ارزشمندی یا عزت نفس نوجوانان بها دهند خیلی از مشکلات واختلالات رفتاری فرزندان خود را حل کرده و در شکل گیری شخصیت آنها تأثیر می گذارند.
1 – در برخورد با نوجوانان، ملایم و منطقی باشید.
2 – هیچگاه نظرات خود را به نوجوانان، تحمیل نکنید.
3 – تجارب موفقیت آمیز نوجوانان را افزایش دهید.
4 – نوجوانان خود را با الگوهای رفتاری مطلوب آشنا کنید.
5 – نسبت به احساسات و عواطف نوجوانان خود بی تفاوت نباشید.
6 – توجه داشته باشید که مشاجرات لفظی درخانه (میان پدر و مادر)، در روحیه یا رفتار نوجوان منعکس می شود.
7 – به بهانه ی گفتگو با نوجوانان، اهداف خود را به آنها القا نکنیم.
8 – تحملِ نوجوان را برای مواجه شدن با ناکامی های اجتماعی افزایش دهید.
9 – برای پرکردن اوقات فراغت نوجوانان، اهمیت بسیاری قائل شوید.
از سقراط پرسیدند چرا بیشتر با جوانان مجالست و هم نشینی می کند؟ پاسخ داد که شاخه های نازک و تَر را می توان راست کرد ولی چوبهای سخت که طراوت آنها رفته باشد به استقامت نگراید .

 

 

نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت توسط جیرجیرک | |

 

 

 

قناعت

 

قناعت ثروتی است که تمام نمی شود.

 

 

سکوت و سخن نا بیجا

 

سکوت از گفتار خردمندانه خیری در بر ندارد چنان که در سخن جاهلانه خیری وجود ندارد.

 

 

 شریکان اموال

 

هر کس در مال خود دو شریک دارد: یکی وارث و دیگری حوادث.

 

 

 

 

 

*********************************************** 

 

رسول گرامی اسلام فرمودند:

 

هر زنی که خود را بیاراید و خوشبو کند و از منزل خارج شود

 

در حالی که شوهرش به این کار راضی باشد

 

خداوند برای هر قدمی که زن برمی دارد برای

 

شوهرش خانه ای در دوزخ بنا خواهد کرد.

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت توسط جیرجیرک | |

 

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم .

گفتی: ... فَإِنِّی قَرِیبٌ...
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.



گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم .

گفتی: وَاذْکُر رَّبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخِیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.



گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ...

.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.



گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی .

گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ...
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.



گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی: أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ...
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.



گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ...
.:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

 


گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا…
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.



گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ...
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.



گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم


گفتی: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ...
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.


ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک


گفتی: أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ ...
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.



گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟

گفتی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَأَصِیلًا (42) هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.


نظر یادتو ن نره!

نوشته شده در جمعه 6 آذر1388ساعت توسط جیرجیرک | |

 

 

حکايت زاهد و سگ !

 


گفته اند که : در کوهى از لبنان ، زاهدى ، دور از مردم ، در غارى مى زيست . روزها روزه مى داشت و هر شب براى او گرده نانى مى رسيد؛ که نيمى از آن را به هنگام گشودن روزه مى خورد و نيم ديگر را به هنگام سحر. و اين حال ، روزگارى دراز پاييد، و مرد از کوه به زير نيامد، تا اين که چنين شد، که در شبى از شب ها، نان از او برگرفته شد و گرسنگى شدت يافت و خواب از چشم زاهد رفت . پس نماز گزارد و آن شب را در اميد خوردنى ، بيدار ماند، تا گرسنگى بدان دفع کند. اما غذايى نرسيد.
در پايين آن کوه ، روستايى بود که ساکنان آن ، بر دين عيسى بودند و هنگامى که بامدادان زاهد به نزد آنان رفت و خوردنى خواست ، پيرمردى از آنان ، دو گرده نان جوين او را داد. زاهد دو گرده نان را گرفت و به بسوى کوه روانه شد. و در خانه آن پيرمرد، سگى بود لاغر و به بيمارى گرى دردمند. که به زاهد در آويخت و بر او بانگ کرد و به دامن جامه او آويزان شد
.
مرد زاهد، يکى از آن دو نان را به سگ داد، تا از او دست بردارد. سگ نان را خورد و بار ديگر به زاهد در آويخت و عوعو کرد و زوزه کشيد. زاهد نان ديگر را جلوى او انداخت . سگ نان را خورد و براى سومين بار به زاهد در آويخت و زوزه خود را بلندتر کرد و دامن جامه او را به دندان گرفت و پاره کرد
.
زاهد گفت : سبحان الله ! من ، سگى از تو بى حياتر نديده ام . صاحب تو دو نان بيشتر به من نداده است ، و تو هر دو را از من گرفته اى . اين زوزه و عوعو و جامه دريدنت چيست ؟

آنگاه پروردگار، سگ را به سخن آورد. و گفت : من بى حيا نيستم . در خانه اين مسيحى پرورده شدم . گوسفندانش را نگهبانى مى کنم ، خانه اش را پاس مى دارم . و به لقمه نانى يا پاره استخوانى که به من مى دهد؛ بسنده مى کنم ، و چه بسيار که مرا از ياد مى برند و روزها گرسنه مى مانم . گاه ، او، براى خود نيز چيزى نمى يابد. با اين همه ، خانه اش را رها نمى کنم . از آن گاه که خود را شناخته ام ، به در خانه بى گانه اى نرفته ام . و شيوه من ، همواره اين بوده است ، که اگر غذايى يافته ام ، شکر کرده ام و اگر نه ، شکيبا بوده ام . اما تو، همين که يک شب گرده نانى از تو قطع شد، بردبار نبودى و چنان شد که از در خانه روزى دهنده بندگان به خانه مردى مسيحى آمدى . از پروردگار خويش ، روى برتافتى و با دشمن رياکارش در ساختى . حالا، بگو! کدام يک از ما بى حياست ؟ من ؟ يا تو؟
زاهد همين که چنين ، شنيد، دست خويش به سر کوفت و بيهوش به زمين افتاد.


منبع :کشکول شيخ بهايي

نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت توسط جیرجیرک | |

 

دلم براي بابا لنگ درازم تنگ شده

يادمه بهم گفت جودي تنها

خيلي دوسش دارم

 

بقيه اش رو مي خواييد ؟؟؟

بريد ادامه مطلب

نظرم بديد خوبه

بهش بگيد دوسش دارم

نه خودم بهش گفتم

خودش مي دونه !!!!!!!!!!! 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1 آذر1388ساعت توسط جیرجیرک | |


:قالبساز: :بهاربیست: